تبليغاتX
اینجا دیاری دیگر است

اینجا دیاری دیگر است

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

سلام .......

 

 سلام .سال نو مبارک !!!!!

"سرگذشت "

 

می خروشد دریا .

 

هیچکس نیست به ساحل پیدا .

 

لکه ای نیست به دریا تاریک

 

که شود قایق

 

اگر آید نزدیک .

 

ماند بر ساحل

 

قایقی ریخته شب بر سر او ،

 

پیکرش را ز رهی ناروشن

 

برده در تلخی ادراک فرو .

 

هیچکس نیست که آید از راه

 

و به آب افکندش .

 

و در این وقت که هر کوهه ی آب

 

حرف با گوش نهان می زندش ،

 

موجی آشفته فرا میرسد از راه که گوید با ما

 

قصه ی یک شب طوفانی را .

 

رفته بود آن شب ماهی گیر

 

تا بگیرد از آب

 

آنچه پیوندی داشت .

 

با خیالی در خواب .

 

صبح آن شب ، که به دریا موجی

 

تن نمی کوفت به موجی دیگر ،

 

چشم ماهی گیران دید

 

قایقی را به ره آب که داشت

 

بر لب از حادثه ی تلخ شب پیش خبر .

                             

                                                               ******

سلام

اینجا داره نوشته میشه بعد از حدود 6 ماه .....

دلم برای همه چی اینجا یه ذره شده ...باور کن !!!!

خوبی تو ؟؟؟؟

چه خبر ....تو این 6 ماه چی گذشت ؟؟؟؟

اصلا بعد از 6 ماه واسم دوستی هم مونده یا نه ؟؟؟؟

_ ..........

_ ........

_ ........

_ .........

خالی گذاشتم جوابش رو واسم بدی عزیز .......

شاید این آخرین up سال 87 باشه .....

"من هر روز در تلاشم تا خاطرم بماند و تو هر شب دعا میکنی که فراموش کنی

خاطراتمان چه بلاتکلیفند !"

87 پر خاطره هم گذشت .......

دوستون دارم .....فعلا .....التماس دعا

 

سه شنبه 1387/12/06 |

همه جوره !

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛

فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌كردند

 و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند.


توی بساطش همه چیز بود:

غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر كس چیزی می‌خرید

 و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تكه‌ای از قلبشان را می‌دادند و

بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و

بعضی آزادگیشان را.


شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد.

حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی

صورتش تف كنم.


انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت:

من كاری با كسی ندارم،‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن كرده‌ام

و آرام نجوا می‌كنم. نه قیل و قال می‌كنم و نه كسی را مجبور می‌كنم

چیزی از من بخرد. می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.


جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیك‌تر آورد و گفت‌: البته تو

 با اینها فرق می‌كنی.تو زیركی و مومن. زیركی و ایمان، آدم را نجات

می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند.


از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم كه

 حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت.

ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا این كه چشمم به جعبه‌ای عبادت

 افتاد كه لا به لای چیز‌های دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را

برداشتم و توی جیبم گذاشتم.

با خودم گفتم: بگذار یك بار هم شده كسی، چیزی از شیطان بدزدد.

بگذار یك بار هم او فریب بخورد.


به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توی آن اما جز غرور

چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب

خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود! فهمیدم كه

 آن را كنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام.

تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم.

می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش

بكوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.


آن وقت نشستم و های های گریه كردم. اشك‌هایم كه تمام شد،‌

بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم كه صدایی شنیدم،

صدای قلبم را.


و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم.

به شكرانه قلبی كه پیدا شده بود .


همین !!!!!!

از عرفان نظر آهاری

شنبه افطار مهمون امام رضا بودم .......چه صفایی داشت

جای همه خالی .......دعا کردم

                                ************

۲۷ شهریور تولد فاطمه ی عزیز

تولد مبارک خانم پرستار

اولین کسی که اینجا باهاش آشنا شدم

اولین کسی که باهاش صحبت کردم

اولین کسی که ........

تازه هم شهری هم هستیم ....

همیشه موفق باشی !

                                  ********

هفته ی دیگه ایشالا این موقع سر کلاس نشستیم ...وای !

التماس دعا

سه شنبه 1387/06/26 |

....................................................................................................

  

 

ماه مهمانی خدا بر همه ی شما دوستای گلم مبارک !

 

                           . التماس دعا .

سه شنبه 1387/06/19 |

یاسینی بخوان که چراغ برات آمده است .....

 

فرا رسیدن ایام خجسته نیمه ی شعبان بر تمام شیعیان مبارک !

۲۷ مرداد تولد دختر دایی گلم نرگس جون مبارک !

ایشالا همیشه موفق و جیمی باشی !

تولد تولد تولد مبارک !

 سلام

خوبین ؟؟؟خوشین ؟؟؟سلامتین ؟؟؟

* در کمال ناباوری باید بگم من هم به روزنامه نگارا پیوستم

البته هنوز باید مراحلی طی بشه ولی تو مسابقه ی جیم نویسی

( ویژه نامه ی جوان روزنامه خراسان ) هر ۵ شنبه رتبه ی

ششم را آوردم .....مبارکه ....نمی دونم آخرش چی میشه ؟

* از اینکه کیمیای عزیزم رفته خیلی ناراحتم ........

نمی دونم چی بگم واقعا فقط خدا کنه برگرده ......

* هفته ی دیگه امتحان خوشنویسی دارم .......طبق معمول

 التماس دعا .......

* روزهای برات از راه رسیده یادتونه پارسال چه آپی کردم ولی

امسال نمیدونم چرا کم حوصله ام ؟ واسه مردگانمون طلب آمرزش

کنیم ........فاتحه و صلوات ........

* کتابهای درسی اومده .......وای چقدر زود گذشت ....

* دیگه یادم نمییاد چی بگم !

خیلی دوس دارم از زندگی جیم شم !التماس دعا فراوون

 

      دلم هوای عروسک بازی کرده !!!!

پنجشنبه 1387/05/24 |

مبارکه ! ................حالم اصلا خوب نیست !

  

۱۷ مرداد ماه روز خبرنگار بر تمام خبرنگاران خوب ایران زمین مبارک !

 

مخصوصا داداشی گل خودم که یکی از بهترین خبرنگاراست !

 

آبجی ها و داداش های خبر روزتون هزار بار مبارک !

 

عکس ها همه تکراری !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                       

                         

 

 

 

امروز 14 مرداد تولد یکیه که خیلی دوسش دارم و 5 ساله

 

که از آشناییمون میگذره .......شما هم دوسش دارین ...

 

تولد نیوشای گلم رو بهش تبریک میگم ......

 

عزیزدلم می دونی که چقدر دوست دارم منم میدونم که خیلی

 

 دوسم داری !......امیدوارم تا ابد برای هم دوستای خوب و

 

 مهربونی باشیم ...ایشالا سر قولمون بمونیم ...همونی که ...

 

یادته؟؟آره...آفرین..خودشه ...

 

راستی برو به بابابزرگت همون ........بگو که یک سال

 

بزرگتر شدی خوشحال میشه ها امیدش به زندگی زیاد میشه

 

 تا ۱۲۰ سالگی ان شا الله کنارت می مونه ...

 

برات آرزوی موفقیت میکنم..بازم تولدت مبارک ..

 

 

 

 

 

 

                            ********

 

فرا رسیدن  ماه مبارک شعبان ماه رسول خدا بر همه ی 

 

 مسلمانان مبارک !

 

اعیاد شعبانیه ولادت

 

امام حسین (ع)، امام زین العابدین (ع)، حضرت ابوالفضل (ع)،

 

بر عاشقان آنها هزاران مرتبه مبارک .........

 

من که واقعا لذت بردم این همه تبریک گفتم.عید تو هم مبارک

 

دوست عزیز!

 

 

                      

 

                           ********

 

حالم اصلا خوش نیست !

 

از جایی که بنده 4 سال پیش ارتودنسی کرده بودم ،و بعد از

 

 4 سال آزگارخوشحال بودم از این که کارم با سیم و پلاک و......

 

تموم شده ، با شادی هرچه تمام تر رفتم دکتر و به جایی که

 

 دکتر بهم بگه برو به سلامت و من هم ازش تشکر کنم گفت

 

حالاحالاها کار داری باید بری ریشه ی 

 

 دندان های عقل که نهفته ی و زیراستخوان فکه

 

 جراحی کنی دربیاری ....

 

من تا حالا دندون کشیدم ، خیلی سروکارم به دندونپزشکی افتاده

 

ولی به هرکی میگفتم می خوام برم جراحی میگفت خدا

 

عاقبتت رو به خیر کنه!

 

به هر حال بعد از 1 ماه رفت و آمد به دکتر دیروز دیگه کارم تموم شد

 

4 تا دندونام رو جراحی کرد ولی خداییش درد داره همش باید

 

 ایبوپروفن بخورم فکرکن!خدا ایشالا سروکارتون رو به اینجور

 

جاها نیندازه ! هفته پیش که 2 تا دندون طرف راستم رو کشیدم

 

 کلی خوشگل شدم ؛منظورم اینکه تورم کرده بود شدید !

 

این هفته نوبت طرف چپمه الان هر کی من رو ببینه

 

باور کن نمیشناسه !

 

هفته ی دیگه باید برم بخیه بکشم!

 

فقط برام دعا کنین دکترم دیگه بهونه نیاره ...

 

خدایا خودت کمک کن !

 

 فعلا!

                                                              

 

 

 

 

دوشنبه 1387/05/14 |

خدایا تو قلب مرا می خری ؟؟؟؟؟

 

دلم را سپردم به بنگاه دنیا

و هی آگهی دادم این جا و آن جا

و هر روز

برای دلم

مشتری آمد و رفت

و هی این و آن

سرسری آمد و رفت

****

ولی هیچ کس واقعا

اتاق دلم را تماشا نکرد

دلم ، قفل بود

کسی قفل قلب مرا وانکرد

****

یکی گفت : چرا این اتاق

پر از دود و آه است

یکی گفت :

چه دیوارهایش سیاه است !

یکی گفت :

چرا نور اینجا کم است

و آن دیگری گفت :

و انگار هر آجرش

فقط از غم و غصه و ماتم است !

****

و رفتند و بعدش

دلم ماند بی مشتری

و من تازه آن وقت گفتم :

خدایا تو قلب مرا می خری ؟

****

و فردای آن روز

خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه

پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم :

ببخشید دیگر

برای شما جا نداریم

از این پس به جز او

کسی را نداریم

از کتاب" با گچ نور بنویس "خانم عرفان نظر آهاری

دوستان گلم ....من این روزا خیلی محتاج دعا هستم به دلایلی !

                             *************

امروز ۱ مرداد تولد دوست عزیزم مهلا جونه

که خیلی خیلی دوستش دارم و از دوستیمون هنوز ۱ سال 

هم نمی گذره ........

تولد ت مبارک ....امیدوارم همیشه موفق باشی عزیز دلم

 

                              

سه شنبه 1387/05/01 |

روز پدر ........

روز میلاد عشق زهرا بر عاشقان حضرتش مبارک

روز پدر بر همه پدران مخصوصا بابا جونم مبارک

پنجشنبه 1387/04/27 |

تابستان پر بار بنده

                     

       

 

          تولد مامان گلم ۱۹ تیر بود 

 

با کمی تاخیر میگم مامان نازم تولدت مبارک 

 

        خیلی خیلی دوستت دارم .....  

 

 

            به نام پروردگار یتیمان

 

رفتم یه جایی که هنوز سلام نکرده گریه ام

 

گرفت ، جایی که بی شک اگر تو هم بری بغض

 

گلوت رو میگیره  و می خواد انگار خفت کنه.

 

 خیلی خیلی دوس داری گریه کنی ولی واقعا

 

نمی تونی .می خوای داد بزنی بپرسی از

 

خدا.............که چرا ، چرا خدا

 

جونم؟؟؟؟خدایا چقدر با حکمتی تو .....

 

جایی رفتم و بچه هایی رو دیدم که از زور

 

غصه و غم خنده رو لباشون بود ، جایی که 30

 

تا بچه یه شبه در اونجا با هم شده بودند

 

برادر !!!!!!!!

 

جایی که هیچ کدومشون نمی دونستن پدر و

 

مادرهاشون کیه ولی همشون یه پدر و مادر

 

داشتن .....

 

جایی رفتم که وقتی وارد شدم همشون با یک لحن

 

معصومانه سلام و خوشامد گفتند و من دیگه

 

جایی رو ندیدم فقط می دونم با یه نگاه به

 

اونا ته ته دلم لرزید .....

 

من بچه هایی رو دیدم که کوچک بودند ،

 

 فرشته بودند ، ناز و معصوم بودند ، از ما

 

دور نبودند بچه هایی را دیدم که اینده در

 

انتظار انها بود .....بچه هایی که اغوش گرم

 

پدر و مادر می خواستند .

 

من بچه هایی را دیدم که اگر چه از ظاهرشان

 

عشق و شور و لبخند بچگانه می بارید ولی در

 

انهاغمی بزرگ نهفته بود ...من فقط و فقط

 

دیدم .......حس غریبی بود ، دیدم و زبانم

 

از توصیف ان حس عاجز !!!!!

 

مو به تن ادم سیخ میشد وقتی این بچه ها با

 

یک لحن قشنگ دعای فرج رو خوندن که تا حالا با

 

همچین صوت زیبایی ان را نشنیده بودی ....

 

انها هم منتظرند،منتظر امام زمانشان ،منتظر

 

 اقایی که به انها نوید عشق ومحبت میدهد...

 

بعد از یک ساعت بازی با یتیمان خانه ی سبز

 

مطهر با یک بدرقه ی قشنگ انها در را بستم و

 

به سوی خانه رهسپار شدم و فقط توانستم بگویم

 

 خدایا شکرت !!!!

         

                                                           *************** 

 

تابستون امسال بنده علاف میباشم .........

 

عرضا به حضور شما رفتم کلاس زبان ثبت نام کنم

 

 گفت این ترم سطح شما پر شده و کلاس خالیه

 

دیگه هم به حد نصاب نرسیده و برای پاییز

 

باید صبر کنین !

 

رفتم کلاس حسابان ثبت نام کنم ، که هنوز

 

معطلش هستم ......من خیلی در انتخاب وسواس

 

به خرج میدم واخرش هم هیچی به هیچی !!!!!

 

دیدم همش تو خونه یا خوابم ....یا با گوشی و

 

کامپیوتر وقتم رو میگذرونم یا فیلم ....به

 

همین دلیل رفتم انجمن خوشنویسان ایران اسم

 

نوشتم تا سرم گرم بشه .........

 

راستی رفتم کارنامه ام رو گرفتم ......فکر

 

 هم چین معدلی رو نمی کردم ......عالی بوداز

 

 کسانی که برام دعا کردن متشکرم ....

 

تازه شنیدم چند تا بچه ها از امسال دارن

 

واسه کنکور می خونن سرم شاخ در اورد ..

 

من چه کار کنم ؟؟

 

راستی اگر تونستین من رو هم از دعای خیرتون

 

بی نصیب نذارین ......التماس دعا

 

راستی تولد دوست گلم قشنگم

 

شب ناز جون عزیزم مبارک

 

خیلی خیلی دوست دارم و

 

دلم برات تنگ شده .......

 

خیلی گل و مهربونی جیگر ....

 

چهارشنبه 1387/04/19 |

صدای خنده های شیرین دیاری دیگر می آید / فقط برای مادر

                                      

 

                                        

 

 

آری تو از خاک نیستی ، تو کسی هستی که اگر برایت هزارها دفتر عاشقانه پاره کنند

 

کم است نمی دانم اگر نبودی شب ها را در سوگ غصه ها بر روی دامان چه کسی

 

اشک می ریختم ؟؟؟اگر تو نبودی کبوتران بی پناه کجا پناه می بردند ؟؟اگر تو نبودی

 

روزها را با اشعه های چه کسی بیدار میشدم ؟؟؟و شب ها را با زمزمه ی لالایی چه

 

کسی می خوابیدم ؟؟؟؟اگر تو نبودی اولین لبخند را بر روی لبان چه کسی می دیدم

 

؟؟؟اگر تو نبودی جهان چیزی کم داشت و اگر تو نبودی ...نامت را فرشتگان در

 

هنگامی که تو را دیدم بر زبانم گذاشتند و آنجا بود که قلبم از احساسات

 

مالامال شده بود و گفتم چند بار دیگر باید بنویسم دوستت دارم ...................

 

من تبسم را به شوق دیدنت آموختم و از هم نشینی با تو گام به گام زندگی را بالا رفتم

 

و حصار های مشکلات را شکستم . ای مهربانم ! فانوس دل من با تو روشن میشود ،

 

قایق عمر من با آمدنت برروی آب حرکت میکند ، درخت صداقتم با وجود تو آبیاری

 

میشود و در تلخی غربت سر بر شانه ی تو می گذارم . اگر تو نبودی من یک ابر بی

 

باران بودم . ای زیباترین آفریننده ی خدا ! مادر !

 

اگر تو نبودی آسمان یک شیشه ی تاریک و زمین یک جهنم بود .

 

 اگر تو نبودی خدا بهشت را نمی آفرید ....................به قلم دوستم نیلوفر جون

 

روز ولاددت ریحانه ی رسول خدا حضرت فاطمه ی زهرا (س) بر همه ی شما

 

دوستداران آن حضرت مبارک و هم چنین روز بزرگداشت مقام مادر را بر تمام

 

مادران خوب ایران زمین مخصوصا مامان گل خودم تبریک میگم ...........

 

 

 

                                        

 

 

سلام ....نه این که این اولین سلاممه ...نه ...ولی بهترین سلام منه به تموم بچه

 

های این دنیای مجازی !

 

من دیگه فعلا تا چند وقت از دست کتابام راحت شدم ، حالا میتونم یک نفس راحت

 

 بکشم ،امروز اخرین امتحانم رو دادم .....

 

راستی update   ها کردم ، تلافی این چند وقت رو حسابی در آوردم ؛

 

پس تا آخرش بخون !

 

من بعد از یک ماه و نیم تقریبا اومدم ، اومدم تا بگم اگر چه تو این مدت به وبم

 

 خیلی سر زدم ولی فهمیدم شما تنهام نذاشتین .....شمایی که میدونم بهترینید ......

 

اینجا تولد یک وبلاگه

 

من  این وبلاگ  رو فقط به خاطر شخص شخیص کامران خان راه اندازی

 

کرده بودم !

                                

                                 ***************

                                                     

تو برای من دیاری هستی که دیگری ندارد ، امروز تولد یک سالگی توست ،

 

 دیاری دیگر ، وبلاگ عزیزم ؛ تولدت مبارک !!!!!

 

درست پارسال در همین بحبوحه ی زمانی بود ؛ خردادماه ، بعد از اتمام امتحانات ؛

 

که تو متولد شدی !

 

و اکنون پس از یک سال تازه شیرین بازی هایت شروع شده .........

 

کیک تولد وبلاگمه ....امیدوارم خوشمزه باشه ......نوش جان

 

اینجا جا داره از تمام دوستای مهربونم که به من سر زدن ، هوام رو داشتن ، تنهام

 

نذاشتن و.....تشکر کنم امیدوارم همیشه کنارم بمونید ....

 

من  این وبلاگ  رو فقط به خاطر شخص شخیص کامران خان

 

 راه اندازی کرده بودم !و فکر نمی کردم این همه دوست پیدا کنم !

 

از رفتار و منش و طرز نوشتن خیلی ها تو نت خوشم اومد ، با چند نفری فراتر از

 

اینا رابطه برقرار کردم و خلاصه این که اگر چه این یک سال هم خوب بود و هم

 

بدی هایی را داشت و گاهی دلم از اینجا میگرفت ولی روی هم رفته

 

 تجربه ای تازه بود .....

 

                                       *****************

 

تولد سمیه ی مهربونم رو بهش تبریک میگم ، وای که چقدر تو مهربون و باادب و

 

خانومی و کلی smsقشنگ میدی ......

 

ایشالا صد ساله شی ، نه 120 ساله شی ........................امیدوارم امتحانات

 

رو با موفقیت کامل بدی !!!!دلم برات تنگ شده ....زود برگرد .......

 

آبجی جونم خیلی دوستت دارم .....البته تازگی ها سرت خیلی خیلی شلوغه !!!!

 

 

 

                                      

                               کیک تولد وبم و تولد سمیه جونم !

 

                                      *****************

 

من ، مدرسه ، درس ، کلاس ، بچه ها ، تخته ، معلم ..................تمام شد

 

تقدیم به همه ی بچه های خوب و مهربون کلاس 251

 

به همین زودی گذشت یک سال ، هنوز چند ساعت بیشتر نگذشته که از بچه ها ،

 

از مدرسه ، از اون محیط و جو دوست داشتنی جدا شدم ولی در همین مدت کوتاه

 

دلم هوای همتون رو کرده .......

 

دوستای مهربون و جون جونی من :

 

مهلا جونم، الهام، طاهره، رعنا، مهلا(2)، الناز، شقایق طلایی و بقیه ی بچه ها !

 

میخواستم اینجا ازتون حکایت ها بنویسم ولی دیدم این صفحه ی نیم وجبی نمیتونه

 

تموم احساسات من رو نسبت به شما بیان کنه .....پس تو یک جمله خیلی ساده میگم

 

این یک سال با وجود شما خیلی به من خوش گذشت !

 

خیلی دوستتون دارم !!!!!!!!!!

 

و من که هیچ وقت روز آخر سال تحصیلی رو از یاد نخواهم برد ، اگر چه خیلی به

 

من لطف داشتین ولی اون روز واقعا دلم رو بعضی هاتون شکوندین و ناراحتم

 

کردین !!!!

 

                                           *****************

 

پی نوشت 1 : اینجا یکی از بهترین دوستام (که خودت میدونی با تو ام )

 

از من ناراحت شده بود با اینکه میدونم من رو بخشیده و بزرگواری

 

کرده ولی بنابر عادتم بازم میگم عزیزم عذر می خوام بابت کاری که انجام شد !

 

پی نوشت 2 : خطاب به همونی که خودش میدونه کیه : ( سوء تفاهم نشه ها )

 

ببین من از تو توقع داشتم می اومدی ، توقع خیلی چیزها داشتم که خودت میدونی ،

 

تو شاید فکر کنی من خیلی پر توقعم ، ولی نه ، اشتباه نکن . چون من فکر میکنم

 

تو به دلایلی خیلی سردرگم شدی ، من واسه مدتی تنهات میذارم بهت محل نمیدم ،

 

 تا تو خودت رو پیدا کنی ، عزیزم آدم می شوی ؟؟؟؟

 

 

و بالاخره تمام

سه شنبه 1387/03/28 |

من رفتم ............

 

 

سلام به همه ی دوستان گل خودم

 

هفته ی گرامی معلم (با یک هفته تاخیر) وروز پرستار را به این دو قشر زحمت کش

 

جامعه تبریک میگم

 

تولد داداش کامران عزیز رو جلو جلو به خود و خانواده ی محترمشون تبریک میگم

 

(29 اردیبهشت )

 

متاسفانه یا خوشبختانه یک هفته ی دیگه تا پایان سال تحصیلی 86-87 باقی نمانده و

 

بعد هم موج امتحانات.

 

من از امروز 21/2/87 تا ان شاء الله 25/3/87 up date   ای نخواهم کرد . چه بهتر

 

برای شما ؟؟؟؟؟

 

بهار 87 هم رو به اتمام است .....به همین سادگی 2 ماه گذشت ........

 

برام دعا کنین موفق شوم ......التماس دعای مخصوص ........

 

 

شنبه 1387/02/21 |
ریحانه



××××

دیاری دیگر

میان لحظه و خاک ،ساقه گرانبار

هراسی نیست

همراه!ما به ابدیت گلها پیوسته ایم

تابش چشمانت را به ریگ و ستاره سپار

تراوش رمزی در شیار تماشا نیست

نه در این خاک رس نشانه ی ترس

و نه بر لاجورد بالا نقش شگفت

در صدای پرنده فروشو :

اضطراب بال و پری سیمای ترا

سایه نمی کند

در پرواز عقاب

تصویر ورطه نمی افتد

سیاهی خاری میان چشم و تماشا

نمی گذرد

و فراتر :

میان خوشه و خورشید

نهیب داس از هم درید

میان لبخند و لب

خنجر زمان در هم شکست

از آوار افتاب سهراب


×××××

یا علی

موضوعات

دورها اوایی است که مرا می خواند

پيوندهاي روزانه

کامران نجف زاده

مطالب اخير

سلام .......

همه جوره !

....................................................................................................

یاسینی بخوان که چراغ برات آمده است .....

مبارکه ! ................حالم اصلا خوب نیست !

خدایا تو قلب مرا می خری ؟؟؟؟؟

روز پدر ........

تابستان پر بار بنده

صدای خنده های شیرین دیاری دیگر می آید / فقط برای مادر

من رفتم ............

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پيوند ها

دکتر محمود احمدی نژاد

کامران نجف زاده

جمعه ایرانی

نیوشا(رو به غروب )

سارا(مهاجر )

فاطمه (محکم )

یاسمن (شباهنگ )

کیمیا (ضامن اهو )

پاییز(هم بغض )

مریم(دل نوشته )

مائده (شهر فرنگ )

سونیا ( دختر خورشید )

سمیه (رهگذر )

مهدی ( به سوی ظهور )

حسین

میترا و مهسا ( تلاطم )

طاها ( به سوی ظهور )

ایرنا

ایسنا

30 : 20

آزاد اندیش (یادداشت )

رعنا( غبار لبخند )

الناز(سودای بی نوا )

نازنین( معبد هستی)

بهار(جایی شبیه قلب من )

شب ناز ( سیب سرخ )

بهاره ( دختر سیب گلابن )

مرضیه ( دانستنی های جالب)

مریم( حرفای دل )

علی( غروب افتابی )

نرگس حسینی ( پنجره ای رو به باران )

معراج (کوچولوترین وبلاگ نویس)

عاشق تنها

سعید ( عکسهای جالب )

یه دوست

یه دوست خوب

یه دوست تازه

یه دوست ماه

یه دوست جیگر

دوستم مرضیه جون

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme